فرشته خونه مون يازده ماهه شد
ارغوان قشنگم يازده ماهگيت مبارك.
فقط يه ماه ديگه مونده تا از ماه هاي قبل از يك ساله شدنت بگذري و به اولين سال زندگيت برسي. اين ماه، ماهگردت رو خونه مادرجون( خانه پدري بابا محسن) گرفتيم كه عمو مجتبي و خانوادش هم در جشن كوچك ما شركت داشتند.
قبل از اينكه بريم خونه مادر جون اينا رفتيم آتليه و مخصوص يك سالگيت عكس گرفتيم. شما اصلا همكاري نكردي و همش ميخواستي كاري به كارت نداشته باشيم تا بري فضولي كني. دست خاله زهرا درد نكنه كه با اينكه روزه بود، در برخورد با شما كلي صبر و حوصله از خودش نشون داد. ولي در كل نتونستيم خيلي عكس بگيريم( الان شما اومدي يه منگوش بد از پاهام گرفتي، من الكي جيغ زدم و شما كلي ذوق كردي و چند بار ديگه با خنده كارت رو تكرار كردي، در حال حاضر هم تو بغلم نشستي و داري به چرم هاي مامان ور ميري)، اما بدم نبود.
امروز ياد گرفتي و من ميگي. موقع شام هم بابايي تا يكم دير بهت غذا داد فوري گفتي من.
بدون كمك از روي زمين پا ميشي و يه مدت طولاني مي ايستي. هنوز از دندون جديد خبري نيست اما چهار تا از دندونات در تلاش براي بيرون آمدن هستند.
فردا صبح مي برمت چكاپ يازده ماهگي و بعدش ميام و از سنجش قد و وزنت مي نويسم. و عكس هاي جديدت رو مي ذارم. راستي كيك تولدت ماجرا داره كه اونم فردا برات مي نويسم.
12 مرداد نود و دو

ارغوان و پسر عمو صادق



فرشته خونه مون يازده ماهه شد
